به خاطر عشق است که فداکاری میکنم ،به خاطر عشق است که به دنیا با بیاعتنایی مینگرم و ابعاد دیگری را مییابم.
به خاطر عشق است که دنیا را زیبا میبینم و زیبایی را میپرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس میکنم. و او را میپرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش میکنم....
میدانم که در این دنیا به عده زیادی محبت کردم و حتی عشق ورزیدهام،ولی در جواب بدی دیدهام. عشق را به ضعف تعبیر میکنند و به قول خودشان، زرنگیکردهاند و از محبت سوء استفاده میکنند!
اما این بیخبران،نمی دانند که از چه نعمت بزرگی که عشق و محبت است محرومند، نمی دانند که بزرگترین ابعاد زندگی را درک نکرده اند. نمیدانند که زرنگی آنها جز افلاس و بدبخت روزی چیزی نیست....
و من قدر خود را بزرگتر از آن میدانم که محبت خویش را ، از کسی دریغ کنم حتی اگر آن کس محبت مرا درک نکند و به خیال خود سوء استفاده نماید، من بزرگتر از آنم ،که به خاطر پاداش محبت کنم یا در ازای عشق تمنایی داشته باشم،
من در عشق خود میسوزم و لذت میبرم و این لذت بزرگترین پاداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید.
پی نوشت:
نمیخواستم برگردم اما نمیدانم چرا دائم میخواهم دلتنگیهایم را برای همه دوستانم بیان کنم.
خدایا چگونه میتوانم محبتم را به فردی از بندگانت و مخلوقاتت دریغ کنم؟؟؟؟
چگونه میتوانم به کسانی که مظهری از اسماء پاک و مطهر تو هستند محبت نکنم؟؟؟
چگونه می توانم به افرادی که روح تو در آنها دمیده با وجود تمام بیادبی و بیاحترامیاشان نسبت به خودم ، محبت نکنم؟؟؟
خدایا من که بارها این را چشیدهام و نمیتوانم محبت نکنم پس چه شد که این بار مقداری بیاحترامی و بی ادبی .... برایم سخت آمد؟؟؟
نمی دانم... شاید چون اصلاً انتظار نداشتم. چون شاید فکر میکردم کسی که در ظاهر معتقد به تو است و ادعا دارد، محبت را میشناسد، اصلاً بدون هیچ چیزی باید چشمه جوشان محبت باشد. شاید اگر کس دیگری بود اینقدر ناراحت نمیشدم. اما این بار مقداری ناراحت شدم، البته خدایا بدان که من هیچکاه نمیتوانم مانند آنها باشم.
من نمیتوانم در برابر بیادبی و بیاحترامی؛ بیادبی و بیاحترامی کنم، تنها شاید قلبم به رنج بیاید.
پروردگارا چه زیباست همه را به خاطر تو دوست داشتن و به خاطر تو قلبشان را با وجود توانایی برای انتقام، رنجانی. چه لذت بخش است مهربانی به مخلوقاتت.
خدایا!
مهربانم خیلی اوقات تو خود در لحظه اجرم را دادهای و من، تو را به خاطر تمام نعماتت دوست دارم. من تو را به خاطر تمام چیزهایی که برایم پیش آمد سپاسگزارم.
خدایا!
سپاسگزارم که مرا بزرگ کردی....
ممنونم که مرا از این قید و بند معاملهگری رهایی بخشیدی. گاهی به توصیه دیگران که میگویند مثل هر کس با خودش رفتار کن.اما تو که میدانی من وجودم سرشار از محبت است و نمیتوانم به دیگران نثار نکنم.
ممنونم به خاطر این شعله فروزان محبتی که در نهادم ، نهادی.
ممنونم که مرا می بینی....
ممنونم که مرا لحظهای تنها نمی گذاری....
ممنونم به خاطر تمام یاریهایی که مرا در مشکلات زندگی کردی.
ممنونم که مرا از شر پلیدیها و افراد پلید در امان نگه داشتی.
ممنونم که دستم را تا به امروز گرفتی و مرا به حال خود رها نکردی....
ممنونم که حتی گاهی با وجود علاقه و اصرار من به کاری ولی چون برایم مناسب نبود و خیری برایم نداشت من را از آن دور نگه داشتی...
چه زیباست خلوت با تو ای خدای من...
چه زیباست دانستن اینکه همیشه همراه منی....
چه زیباست حس گرمابخش حضور و نگاهت...
چه زیباست احساس دستان پر مهرت در سختیها...
چه زیباست نگاههای دمادمت...
چه زیباست معشوقی چون تو داشتن...
و چه پست است و ناچیز چیزی را به جای تو برگزیدن...
